بسم هو

 

با سلام و احترام

 

پژوهشگر این پایان‌نامه را با هدف شناخت عوامل روان شناختی موثر بر گذشت در بزرگسالان انجام می‌دهد.

 

از شما که در محدوده سنی 25 تا 45 سال هستید دعوت می‌شود که در این پژوهش شرکت کنید. شرکت در این پژوهش کاملاً داوطلبانه است و شما می‌توانید در هر مرحله که تمایل نداشته باشید، از ادامه آن انصراف دهید.

 

نکات مهم:

 

· محرمانگی: تمام اطلاعاتی که شما ارائه می‌دهید، کاملاً محرمانه باقی می‌ماند و فقط در اختیار پژوهشگر و اساتید راهنما قرار می‌گیرد. نام شما در هیچ مرحله‌ای از پژوهش ثبت نخواهد شد و داده‌ها فقط به صورت کلی و گروهی تحلیل می‌شوند.

· مدت زمان: تکمیل این پرسشنامه‌ها حدود 20 دقیقه زمان شما را می‌گیرد.

· هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد. لطفاً پاسخ‌ها را بر اساس اولین فکری که به ذهنتان می‌رسد و تجربه واقعی خودتان انتخاب کنید.

پس لطفا صادقانه پاسختان را انتخاب کنید.

در صورت خروج ناگهانی از صفحه سوالات پاسخ داده شما محفوظ میماند.

از همکاری بزرگوارانه و وقت گرانبهای شما صمیمانه سپاسگزاریم.

به پاس این همکاری به ​​​​​​​قید قرعه به ده نفر از شرکت کنندگان کارت هدیه صدهزارتومانی اهدا خواهد شد.

اینجانب قوانین را مطالعه نمودم و با آن موافق هستم
جنسیت
سن شما
میزان تحصیلات
وضعیت تأهل

با توجه به شرایط خودتان یکی از گزینه ها را انتخاب بفرمایید

اگر شخصی به من صدمه زند، من هم همان صدمه را به او می‌زنم.
همواره کسانی را که به من ظلم کرده‌اند، بخشوده‌ام.
به انسانهایی که به من بدی میکنند فرصت مجدد میدهم.
نمی‌توانم بدی دیگران را فراموش کنم.
می‌توانم با فردی که به من آزار رسانده، رفتاری مشابه با زمانی که آزاری نرسانده بود، داشته باشم.
با توبه، احساس گناه را از ذهنم دور می‌کنم (در خصوص خطاهایی که در حق خودم کرده‌ام).
اگر کسی به من بدی کند کینه او را به دل می‌گیرم.
اگر شخصی که به من ظلم کرده را ببینم با او رفتار دوستانه‌ای خواهم داشت.
با اینکه می‌توانم انتقام بگیرم، اما این کار را نمی‌کنم.
در هنگام دعوا می‌توانم خودم را در جای طرف مقابل قرار دهم.
با رفتارهای شایسته، خطاهایی را که در حق خودم کرده‌ام، جبران می‌کنم.
می‌توانم به کسی که به من بدی کرده، خوبی کنم.
با اینکه فردی را که به من ظلم کرده بخشوده‌ام، ولی هنوز هم در خصوص او احساس خشم دارم
وقتی ظلمی به من میشود با یاداوری ظلمهایی که در حق دیگران کرده ام دست از انتقام میکشم.
میتوانم در حق کسی که به من ظلمی کرده، آرزوی موفقیت بکنم
وقتی عصبانى می‌شوم، تا حقم را نگیرم آرام نمی‌شوم.
ظلم‌های تحمل‌ناپذیر دیگران را با توکل به خدا تحمل می‌کنم.
می‌توانم خطاهای دیگران را نادیده بگیرم.
آرزو می‌کنم شخصی که به من ظلم کرده، روی خوشی در زندگی نبیند.
می‌توانم خشم خود را مدیریت کنم.
می‌توانم با کسی که به من بدی کرده، ارتباط دوستانه برقرار کنم.
از خداوند می‌خواهم توان بخشایش دیگران را به من هدیه کند.
سعی می‌کنم دیگران را ببخشایم اگرچه عذرخواهی نکنند.
از کسانی که به من بدی کرده‌اند، متفرّم
وقتی کدورتی بین من و دیگران پیش می‌آید، سعی می‌کنم آن را برطرف کنم.
در انتقام گرفتن عجله نمی‌کنم.
وقتی کینه‌ای به دل بگیرم، به سختی آن را از دلم بیرون می‌کنم.
کسی که به من ظلمی کرده، اگر به من نیاز داشته باشد، به او کمک می‌کنم.
اگر شخصی به من بدی کند آرزو می‌کنم به سزای عملش برسد.
همان‌گونه که از دیگران انتظار بخشایش دارم، خودم هم دیگران را می‌بخشایم.
عذرخواهی دیگران را می‌پذیرم.
هر کسی که ظلم می‌کند باید منتظر انتقام من باشد.
برای اینکه خداوند مرا ببخشاید، من هم دیگران را می‌بخشایم.
به نظر دیگران، من کینه‌ای هستم.
احساس می‌کنم در هنگام تصمیم‌گیری تحت فشار زمانی قرار می‌گیرم.
در هنگام تصمیم‌گیری دوست دارم تمام گزینه های ممکن را بررسی کنم.
ترجیح می‌دهم تصمیمات مهم زندگی خود را به دیگران بسپارم.
در هنگام تصمیم‌گیری سعی می کنم معایب همه گزینه های ممکن را پیدا کنم.
در هنگام تصمیم‌گیری، قبل از گرفتن تصمیم نهایی زمان زیادی را روی مسائل بی‌اهمیت تلف می‌کنم.
در هنگام تصمیم‌گیری سعی می‌کنم که بهترین راه برای اجرای یک تصمیم را بیابم.
حتّی پس از انجام تصمیم‌گیری اجرای آن را به تعویق می‌اندازم.
در هنگام تصمیم‌گیری دوست دارم ابتدا اطلاعات مناسبی را جمع‌آوری کنم.
معمولا از انجام تصمیم‌گیری اجتناب می کنم.
در هنگام تصمیم‌گیری، مدت زمان زیادی را صرف فکر کردن می‌کنم.
دوست ندارم مسئولیت تصمیم‌گیری در زندگی را بپذیرم.
در هنگام تصمیم‌گیری سعی می کنم قبل از انجام انتخاب، اهدافم را به خوبی روشن کنم.
در هنگام تصمیم‌گیری، در صورت ایجاد مشکل ممکن است به طور ناگهانی ترجیحاتم را تغییر دهم.
اگر قرار باشد تصمیمی مشترک با فرد دیگری بگیرم، اجازه می‌دهم که طرف مقابل تصمیم بگیرد.
هر بار که با یک تصمیم دشوار مواجه می شوم، نسبت به یافتن یک راه حل خوب بدبین می شوم.
در هنگام تصمیم‌گیری، قبل از انتخاب اصلی اقدامات احتیاطی زیادی انجام می دهم.
من معمولا تصمیم نمی‌گیرم؛ مگر این که واقعا مجبور باشم.
من معمولا تصمیم‌گیری را به حدی به تعویق می‌اندازم که دیر می‌شود.
من ترجیح می‌دهم افراد دارای اطلاعات بهتر به جای من تصمیم بگیرند.
پس از هر بار تصمیم‌گیری زمان زیادی را صرف متقاعد کردن خودم می کنم که تصمیم درستی بوده است.
من معمولا تصمیم‌گیری‌هایم را به تعویق می اندازم.
اگر مجبور باشم که عجولانه یک تصمیم بگیرم، نمی‌توانم خوب و به وضوح فکر کنم
وقتی می‌خواهم هیجان مثبت‌تری داشته باشم (مثل لذت یا سرگرمی)، آنچه درباره‌اش فکر می‌کنم را تغییر می‌دهم.
هیجاناتم را برای خودم نگه می‌دارم.
وقتی می‌خواهم احساس منفی کمتری داشته باشم (مثل ناراحتی یا عصبانیت)، آنچه درباره‌اش فکر می‌کنم را تغییر می‌دهم.
وقتی هیجان منفی دارم، دقت می‌کنم آن را نشان ندهم.
وقتی با شرایط تنش‌زا مواجه می‌شوم، خود را مجبور می‌کنم طوری فکر کنم که مرا آرام نگه دارد.
من هیجاناتم را با نشان ندادنشان کنترل می‌کنم.
وقتی می‌خواهم هیجان مثبت‌تر احساس کنم، راه فکر کردن درباره شرایط را عوض می‌کنم.
من هیجاناتم را با تغییر روش فکر کردن به شرایطی که در آن هستم کنترل می‌کنم.
وقتی هیجان منفی دارم، مطمئنم که آن را نشان می‌دهم.
وقتی می‌خواهم کمتر هیجان منفی داشته باشم، روش فکر کردن به شرایط را تغییر می‌دهم
این که بتوانم مدیر یک گروه باشم، به توانایی‌هایم بستگی دارد.
زندگی مرا اغلب رویدادهای تصادفی کنترل می‌کنند.
فکر می‌کنم که هر رویدادی که در زندگی من می‌افتد، اساساً به وسیله افراد قدرتمند (بانفوذ) تعیین می‌شود.
این که به هنگام رانندگی تصادف بکنم یا نه، اساساً به اینکه من چه قدر راننده خوبی هستم بستگی دارد.
وقتی برنامه ریزی می‌کنم، بسیار مطمئن هستم که آن را انجام خواهم داد.
اغلب فرصت و شناسی برای حفاظت از منافع شخصی ام در مقابل بدشناسی ها وجود ندارد.
وقتی که من چیزی می‌خواهم آن را به دست می‌آورم و این به خاطر خوش شانسی خودم هست.
هر چند ممکن است توانایی‌های خوبی داشته باشم، ولی بدون کمک افراد قدرتمند (با نفوذ)، نمی‌توانم مسئولیت مدیریت را به دست آورم.
تعداد دوستانی که دارم، به اینکه چه قدر شخص خوشایندی هستم، بستگی دارد.
معتقد هستم که آن چه قرار است اتفاق بیفتد، رخ خواهد داد.
زندگی من اساساً توسط اشخاص قدرتمند (با نفوذ) هدایت می‌شود.
این که با اتومبیل تصادف بکنم یا نه، اساساً به شانس بستگی دارد.
افراد مثل من خیلی کم شانس دارند که، به هنگام درگیری با منافع گروه‌های فشار منافع شخصی خود را حفظ کنند.
به نظر من عاقلانه نیست که برنامه بلند مدت داشته باشیم، زیرا خیلی از کارها به شانس بستگی دارد.
به دست آوردن آن چه می‌خواهم، مستلزم خشنود کردن افرادی است که بالاتر از من هستند.
اینکه من مدیر باشم یا نه، بستگی به این دارد که آیا من به اندازه کافی خوش اقبال هستم که در مکان درست و زمان درست حاضر باشم.
اگر افراد با نفوذ مرا دوست نداشتند، مسلماً دوستان زیادی پیدا نمی‌کردم.
در مورد آن چه باید در زندگیم اتفاق بیفتد، تا اندازه‌ای می‌توانم خوب تصمیم بگیرم.
معمولاً این توانایی را دارم که منافع شخصی خود را حفظ کنم.
این که با اتومبیل تصادف کنم یا نه، تا اندازه زیادی به سایر رانندگان بستگی دارد.
وقتی به هدفم می‌رسم، معمولاً به این علت است که به شدت تلاش می‌کنم.
برای عملی کردن طرح‌های خود، باید مطمئن باشم که آنها با نظر کسانی که بر من تسلط دارند، هماهنگ هستند.
زندگی مرا اعمال خودم تعیین می‌کنند.
این که دوستان کم یا زیادی داشته باشم، اصولاً به سرنوشت بستگی دارد
درصورت تمایل شماره تماس خود را جهت قرعه کشی یاداشت بفرمایید
درصورتی که شماره تلفن خود را یادداشت نموده اید لطفا نام و نام خانوادگی خود را مرقوم بفرمایید
سوال1) / 96